محسن رفیقدوست : رهبر انقلاب علیالاصول دلبسته این مذاکرات نبودهاند

به گزارش اتاق تجارت به نقل از خبرآنلاین ، ۹ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۹ صبح بین ایران با آمریکا و اسرائیل جنگی آغاز شد که همچنان دامن کشور را گرفته است.
چگونگی آغاز این جنگ هنوز محل بحث است. با این حال رد پای نفوذ در ارکان حاکمیتی را به سادگی نمی توان نادیده گرفت.
دیدگاه محسن رفیقدوست درباره نفوذ و حادثه ۹ اسفند
چند سال پیش علی یونسی وزیر اسبق اطلاعات درباره نفوذ هشدار داد و گفت که همه مسئولان کشور باید نگران جانشان باشند.
سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه هم اخیرا از تعبیر وجود حفره امنیتی استفاده کرده و گفته دشمن از زمان جلساتی که در سطح بالای حاکمیتی برگزار شده خبر داشته است.
همین موضوع در کنار راهبردهای نظامی ایران در جنگهای اخیر سبب شد خبرآنلاین با محسن رفیقدوست وزیر اسبق سپاه پاسداران به گفتوگو بنشیند.
اینکه چرا برخلاف جنگ های اخیر، ایران در جنگ با عراق راهبرد ایران منطقه ای کردن جنگ را دنبال نکرد و اینکه چرا تمرکز دفاعی ایران صرفا روی موضوع موشک بوده است از جمله سوالاتی است که رفیقدوست با آنها پاسخ می دهد.
در یک سال اخیر سه جنگ را پشت سر گذاشتیم. یکی از ابعاد این جنگها، بحث نفوذ است. مقامات نظامی، امنیتی و سیاسی نیز از وجود سطح بالای نفوذ سخن گفتهاند. چند سال پیش هم آقای یونسی هشدار داده بودند که همه مسئولان جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند. به نظر شما این شبکه نفوذ چه مختصاتی دارد و برآوردتان از این موضوع چیست؟
موضوع نفوذ، مختص کشور ما یا زمان حاضر نیست. یکی از اهرمهای دشمن در برابر کشوری که با آن دشمنی دارد، نفوذ است. بنابراین ما باید همواره هوشیار باشیم و مراقبت بیشتری داشته باشیم. اگر اخبار را دنبال کرده باشید، وزارت اطلاعات در این مدت نزدیک به ۱۰۰ گروه نفوذی را شناسایی و دستگیر کرده است و حتی تعدادی از آنها نیز اعدام شدهاند. بنابراین اصل نفوذ وجود دارد و باید مراقب باشیم تا فریب نخوریم و بتوانیم دشمن را در میان خودمان شناسایی کنیم.
محسن رفیقدوست : امام من را صدا کرد و گفت بمب اتم نباید بسازید/
حمله ۹ اسفند که آغاز جنگ ۴۰ روزه بود را هم ناشی از نفوذ میدانید؟ آقای عراقچی از تعبیر «حفره امنیتی» استفاده کردهاند و گفتهاند طرف مقابل از جلساتی که در وزارت اطلاعات، بیت رهبری و شورای دفاع برگزار میشده، اطلاع داشته و بر همان اساس حمله را آغاز کرده است.
ببینید، درباره حادثه ۹ اسفند که در آن رهبر بزرگ انقلاب و تعدادی از فرماندهان نظامی ما شهید شدند، بله، به نظر من حتماً عوامل دشمن از برگزاری آن جلسه اطلاع پیدا کرده بودند. از همان زمان نیز شاهد هستیم که دیگر محل برگزاری جلسات مهم مشخص و ثابت نیست. در آن مقطع باید مراقبت بیشتری میکردیم که متأسفانه این اتفاق نیفتاد و سرمایه بسیار بزرگی را از دست دادیم. البته هر خسارتی باید درسی برای آینده باشد؛ همانطور که در حدیث آمده است: مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود. اکنون این ملاحظات بهطور کامل رعایت میشود، هرچند آن خسارت، خسارتی نیست که بهراحتی جبران شود.
اینکه جلسهای در محضر رهبری برگزار میشود، به نحوی به دست دشمن رسیده بود
یعنی فکر میکنید این نفوذ در بالاترین سطوح شکل گرفته است؟
نه، لزوماً در بالاترین سطوح نفوذ نبوده است.
چون گفتید عوامل دشمن آن اطلاعات را منتقل کرده بودند.
منظورم این است که بالاخره اطلاع از اینکه امروز جلسهای در محضر رهبری برگزار میشود، به نحوی به دست دشمن رسیده بود. البته یک نکته برای خود من هم بیپاسخ مانده است و آن را به تصمیم و سیاست رهبر شهید انقلاب واگذار میکنم؛ اینکه چرا محل حضورشان را تغییر ندادند و از آن منطقه خارج نشدند. این سؤال برای خود من هم همچنان حلنشده است. شاید شوق شهادت باعث شد که ایشان آنجا را ترک نکنند. تا جایی که اطلاع دارم، چنین پیشنهادی هم مطرح شده بود. اما بعد از آن حادثه، اکنون تقریباً همه مقامات این ملاحظات را رعایت میکنند و با وجود تلاشهای مکرر دشمن، تاکنون موفقیتی در این زمینه نداشته است.
آنچه شما درباره نفوذ میگویید، بیشتر جنبه جاسوسی دارد. اما برخی معتقدند نفوذ فقط به جاسوسی محدود نمیشود و میتواند در قالب خط دادن به تصمیمگیریها، جهتدهیهای سیاسی یا حتی تأثیرگذاری بر فضای رسانهای نیز بروز پیدا کند. شما به این موضوع چگونه نگاه میکنید؟ نفوذ چه ابعاد دیگری میتواند داشته باشد؟
ببینید، یک نوع نفوذ میان جریانهای سیاسی داخل کشور وجود دارد که در همه دنیا هم مرسوم است. جریانهای سیاسی سعی میکنند در جریان رقیب نفوذ کنند و طرف مقابل هم متقابلاً همین کار را انجام میدهد. برای مثال، همین دو جریان اصلاحطلب و اصولگرا، هر کدام معتقدند که بر حق هستند و باید اداره کشور را در دست بگیرند. طبیعی است که برای رسیدن به این هدف تلاش میکنند و ممکن است از ابزار نفوذ هم استفاده کنند. البته نگاه درست این است که هر کس خود را معیار حق نداند، بلکه ببیند چه کسی واقعاً شایستگی بیشتری برای این مسئولیت دارد و به نفع مردم است.
تنگه هرمز آبراه بینالمللی نیست
* نه، منظور از نفوذ مشخصاً نفوذ یک کشور خارجی است.
تا آنجا که من احساس میکنم، بیشترین تلاش برای نفوذ از سوی آمریکاست. درباره کشورهای دوست چنین احساسی ندارم. آنها در عرصه سیاسی از ما حمایت میکنند و انتظار ما هم در همین حد است. اما دشمن، طبیعتاً کارش همین است و باید چنین اقداماتی انجام دهد. همانطور که میبینید، گاهی اگر فردی در آمریکا فوت کند، آن را به ایران نسبت میدهند. یعنی دایره این نوع فضاسازیها بسیار گسترده است. در حالی که ممکن است ما هیچ نقشی در آن ماجرا نداشته باشیم، اما چون آن فرد از دشمنان ایران بوده، ادعا میکنند که ایران او را کشته است. این شیوهای است که در دنیا وجود دارد.
ممکن است این نفوذ در جهتدهیها و سیاستگذاریها هم خودش را نشان دهد؟
حتماً.
نمونهای در ذهن دارید؟
نه، مثال مشخصی ندارم. اما وقتی هدف نفوذ باشد، طبیعی است که تلاش میکنند در همه حوزهها، از جمله تصمیمگیریها و سیاستگذاریها، نفوذ کنند.
هر جریانی که برخلاف منافع ملت حرکت کند نمونه بارز نفوذ است
برای مثال، یکی از دیدگاههایی که در سالهای گذشته مطرح بوده این است که برخی جریانهای سیاسی با موضعگیریها و تند کردن فضای سیاسی، عملاً منافع طرف خارجی را تأمین میکنند؛ از موضوع مذاکره و جنگ گرفته تا دیپلماسی و مسائل دیگر. آیا اینها هم میتواند مصداقی از نفوذ باشد؟ به عبارت دیگر، آیا تندرویهایی که در کشور صورت میگیرد، میتواند ثمره نفوذ باشد؟
بله. هر جریانی که برخلاف منافع ملت و در جهت همکاری با دشمن حرکت کند، به نظر من نمونه اعلای نفوذ است.
برای مثال، موضعگیریهایی که در مجلس علیه برخی سیاستها صورت میگیرد را هم در همین چارچوب ارزیابی میکنید؟ آیا این تندرویها میتواند ناشی از نفوذ باشد؟
اگر این موضعگیریها در برابر سیاستهایی باشد که مورد تأیید رهبری است، باید توجه داشت که نظام ما بر پایه ولایت فقیه اداره میشود و در رأس آن ولی فقیه قرار دارد. بنابراین اگر، خدای ناکرده، در مجلس در برابر نظرات رهبر انقلاب موضعگیری شود، بله، از نظر من آن فرد هم نفوذی است و باید کنار گذاشته شود. اما درباره سایر موضوعات، مجلس محل نقد، اظهار نظر و بیان دیدگاههای مختلف است و این مسائل در چارچوب قانون قابل رسیدگی است.
حضور و پایگاههای آمریکا در عربستان بسیار کمتر شده
برگردیم به بحث جنگ. در جنگ ۴۰ روزه شاهد بودیم که ایران برخی پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه را هدف قرار داد. برای مثال، در آن مقطع امارات و بحرین هدف حملات قرار گرفتند و مدتی نیز حملاتی به عربستان انجام شد که بعداً متوقف شد. این روزها هم شاهد حملات به پایگاههای آمریکا در کویت و بحرین هستیم. چه عاملی باعث شده که برخورد ایران با این کشورها در مقاطع مختلف تغییر کند؟
این موضوع کاملاً روشن است. هر جا که آمریکا پایگاه نظامی ایجاد کرده باشد، آن منطقه دیگر صرفاً متعلق به کشور دوست ما نیست، بلکه به نوعی به پایگاه آمریکا تبدیل شده است. از این منظر، ما آنجا را یک هدف مشروع میدانیم. ما با آمریکا در حال جنگ هستیم. بر اساس گزارشهایی که منتشر شده، اکنون حضور و پایگاههای آمریکا در عربستان بسیار کمتر شده است؛ بنابراین دلیلی ندارد که عربستان را هدف قرار دهیم.
یعنی زمانی که حملات به عربستان متوقف شد، دیگر آمریکا در آنجا پایگاهی نداشت؟
دستکم بعد از آن، دیگر نشنیدیم که آمریکا در عربستان پایگاه مؤثری داشته باشد. اما در امارات، بحرین و کویت، تا جایی که آمریکا پایگاه ایجاد کرده، ما با قدرت آن پایگاهها را هدف قرار دادهایم و خوشبختانه هم در این زمینه موفق بودهایم.
هر نقطهای که از آن به ایران حمله شود، یک هدف مشروع محسوب میشود؛ فرقی ندارد در کدام کشور باشد
درباره کشورهای دوست، مانند عمان و قطر، چطور؟ این کشورها نقش میانجی میان ایران و آمریکا را هم داشتهاند، اما در مقاطعی هدف حملات ایران قرار گرفتند. دلیل آن چه بود؟
ما به این کشورها اعلام کرده بودیم که نباید به آمریکا اجازه استفاده از خاک یا امکاناتشان را بدهند. از نظر ما، هر نقطهای که از آن به ایران حمله شود، یک هدف مشروع محسوب میشود. فرقی نمیکند آن نقطه در قطر، عمان، امارات، بحرین یا هر کشور دیگری باشد؛ اگر حملهای از آنجا علیه ما صورت بگیرد، بر اساس قواعد و سیاستهای بینالمللی، آن نقطه برای ما هدف مشروع است و میتوانیم آن را مورد حمله قرار دهیم.
چرا ایران در جنگ با عراق جنگ را منطقه ای نکرد؟
در جنگ هشتساله ایران و عراق هم بسیاری از همین کشورهای منطقه به عراق کمک میکردند؛ برای مثال، عربستان هواپیما در اختیار عراق قرار میداد و نیروهای کویتی هم در جبهههای جنگ حضور داشتند. چرا آن زمان ایران چنین راهبردی را در پیش نگرفت و جنگ را به سطح منطقه گسترش نداد؟ آیا تفاوت امروز به دلیل حضور مستقیم آمریکا در این جنگ است؟
نه، ببینید، آن زمان ما یک جبهه مشخص داشتیم و هدف نظام، پیروزی در همان جبهه بود. نمیخواستیم در حالی که در طول چند صد کیلومتر با دشمن درگیر بودیم، جبهه جدیدی هم باز کنیم. اول باید در همان جبهه به پیروزی میرسیدیم و بعد درباره ادامه جنگ یا صلح تصمیم میگرفتیم. اما امروز شرایط متفاوت است؛ اکنون هر نقطهای که از آن به ما حمله شود، برای ما یک هدف مشروع محسوب میشود.
در جنگ با عراق هم دنبال برخورد با کشورهای حامی صدام بودیم
یعنی آن زمان هم این نگاه وجود داشت که بعدها به نقش این کشورها رسیدگی شود؟
بله، آن زمان هم چنین نگاهی وجود داشت.
اگر آن زمان در جنگ با عراق پیشروی میکردیم، به نظر شما نوبت برخورد با کدام کشورها میرسید؟
آن ماجرا مربوط به ۴۰ سال پیش است. آن زمان باید بر اساس شرایط همان دوره تصمیمگیری میکردیم و میدیدیم چه اقدامی باید انجام شود.
محسن رفیقدوست : ما ابرقدرت چهارم هستیم
یکی از نقاط قوت و مزیت نسبی ایران در این جنگ، توان موشکی و پهپادی بود. اما کمتر شاهد استفاده از جنگندههای نیروی هوایی بودیم. به نظر شما در این حوزه چه کاری باید انجام میشد که نشد، یا چه اقداماتی باید در آینده صورت بگیرد؟
خوشبختانه در حوزه موشکی، من به دلیل سابقهای که در این زمینه دارم، تا حدودی با این موضوع آشنا هستم و دیدگاههایی هم درباره فعالیتهای من در این حوزه وجود دارد. به فضل خدا، امروز توان موشکی ایران به جایی رسیده که اگر سه ابرقدرت موشکی را در نظر بگیریم، ما ابرقدرت چهارم هستیم. دلیلش هم این است که برای تأمین موشک به خارج وابسته نیستیم؛ خودمان آن را تولید میکنیم و هر روز نیز آن را بهروزتر و کارآمدتر میسازیم. من معتقدم امروز ایران از نظر توان موشکی در ردیف کشورهای برتر جهان قرار دارد. این توان باید همواره رو به پیشرفت باشد تا بتواند قدرت بازدارندگی کشور را حفظ کند و دشمن را با اتکا به توان موشکی مهار کند.
چرا ایران سراغ جنگنده نرفت و روی موشک تمرکز کرد؟
چرا در مقابل، از جنگندهها و سایر تجهیزات هوایی کمتر استفاده شد و تمرکز بیشتر روی موشک بود؟
به این دلیل که سامانههای پدافند هوایی دشمن بسیار قدرتمند هستند. اگر لازم باشد، از جنگندهها هم استفاده میشود، اما باید این ظرفیت را برای زمانی حفظ کنیم که واقعاً به آن نیاز داشته باشیم. در شرایط فعلی، هر نقطهای را که دشمن از آن حمله کند، میتوانیم بهراحتی با موشک هدف قرار دهیم و بنابراین احساس نیاز فوری به استفاده از هواپیماهای جنگی نداریم. البته خلبانان ما بسیار ماهر، شجاع و جسور هستند و هر زمان که لازم باشد، مأموریت خود را انجام خواهند داد.
اما خود جنگندهها و تجهیزات هوایی ما به اندازه توان موشکی پیشرفته نیستند.
بله، هنوز به آن سطح نرسیدهایم، هرچند در این حوزه هم دستاوردهایی داشتهایم و هواپیمای نظامی ساختهایم.
چرا در این بخش سرمایهگذاری بیشتری انجام نشد؟
هواپیمای نظامی ساخته شده و اکنون در حال تولید و تکثیر آن هستند. انشاءالله در آینده نزدیک، توان هوایی ما هم به لطف خدا به سطح توان موشکی کشور نزدیک خواهد شد.
محسن رفیقدوست : از چین و روسیه برای ورود به جنگ درخواست نکردیم

با توجه به تأکیدی که بر شراکت راهبردی ایران با چین و روسیه وجود دارد، انتظار میرفت این دو کشور در جریان جنگ از ایران حمایت کنند. منظورم مشخصاً حمایت نظامی است، اما آنچه در رسانهها دیده شد، بیشتر به موضعگیریهای سیاسی محدود بود. چرا آنها از ایران حمایت نظامی نکردند؟
اصولاً ورود یک کشور به جنگ برای حمایت از کشور دیگر، به درخواست آن کشور بستگی دارد. ما هیچگاه از چین و روسیه درخواست نکردیم که در این جنگ در کنار ما بجنگند. وقتی چنین درخواستی مطرح نشده باشد، دلیلی هم برای ورود آنها به جنگ وجود ندارد.
اما دستکم در زمینه فروش تسلیحات…
اگر هم قرار باشد تسلیحاتی بفروشند، موضوع دیگری است. البته خوشبختانه امروز ما کمتر نیاز داریم که سلاح و مهمات از خارج خریداری کنیم.
ما از روسیه جنگندههای سوخو خریداری کردهایم، اما هنوز تحویل داده نشدهاند.
آن دیگر مربوط به روابط میان دولتها و سیاستهای کلی آنهاست و من از جزئیات آن اطلاعی ندارم.
فشارهای خارجی تا چه اندازه بر این موضوع اثر میگذارد؟ برای مثال، [در گذشته] درباره سامانه اس-۳۰۰ گفته میشد روسیه تحت فشار آمریکا قرار داشت. چقدر ممکن است خودشان تمایلی به تحویل سلاح و تجهیزات به ایران نداشته باشند؟
این سؤال را باید از خود آنها پرسید. در نهایت، هر کشوری سیاستهای خاص خود را دارد و بر اساس همان سیاستها تصمیم میگیرد و عمل میکند.
یک سؤال هم درباره تأمین تسلیحات و مقایسه آن با دوران جنگ هشتساله دارم. آن زمان ایران بخش عمدهای از تسلیحات خود را از کشورهای بلوک شرق تهیه میکرد. به نظر شما مسیرهای تأمین تسلیحات امروز نسبت به آن دوران چه تغییری کرده است؟ آیا شباهتی میان این دو دوره وجود دارد؟
آن زمان فقط از بلوک شرق خرید نمیکردیم. حتی از برخی کشورهای غربی و از کشورهایی مانند سوئیس، که بیطرفترین کشور جهان محسوب میشد، سلاح و مهمات تهیه میکردیم و از آنها استفاده میکردیم. البته کشورهای بلوک غرب، چون از صدام حمایت میکردند، تقریباً همگی ما را تحریم کرده بودند. در ابتدای جنگ حتی شوروی، که آن زمان هنوز اتحاد جماهیر شوروی بود، ما را تحریم کرده بود. اما کشورهای بلوک شرق، چون به ارز نیاز داشتند، به اندازه کافی به ما سلاح میفروختند. بعد از آن هم، زمانی که با رئیسجمهور وقت چین دیدار کردم، ارتباط ما با چین گسترش پیدا کرد و به امکانات بسیار گستردهای دسترسی پیدا کردیم؛ بهگونهای که هر نوع تجهیزاتی را که نیاز داشتیم، چین در اختیار ما قرار میداد.
محسن رفیقدوست : در حوزه دفاعی به خودکفایی رسیده ایم
اکنون شرایط چگونه است؟ با توجه به شرایط امروز، ارزیابی شما چیست؟
امروز همه این کشورها آمادگی دارند که به ما تسلیحات بفروشند، اما ما دیگر نیاز چندانی نداریم. خوشبختانه در حوزه دفاعی به خودکفایی رسیدهایم و امروز خودمان تولید میکنیم.
حتی در حوزههایی مانند هواپیما؟
بله، حتی هواپیمای نظامی هم میسازیم. این هواپیماها آزمایش شدهاند و اکنون در حال تولید و تکثیر هستند. در حوزه موشکی نیز به مرحلهای رسیدهایم که حتی میتوانیم به کشورهای دیگر موشک صادر کنیم. به اعتقاد شخصی من، توان موشکی ایران امروز آنقدر پیشرفته است که از نظر قدرت موشکی، حرف اول را در دنیا میزند.
یکی از موضوعاتی که اخیراً هم چالشبرانگیز شده، بحث تنگه هرمز است. درگیریهایی نیز بر سر این موضوع در جنوب ایران شاهد بودهایم. برخی معتقدند این اهرم همیشه در اختیار ایران نخواهد بود، زیرا بسیاری از کشورها در حال تغییر مسیرهای ترانزیتی خود هستند و برای تنگه هرمز مسیرهای جایگزین تعریف میکنند. به نظر شما این اهرم تا چه زمانی در اختیار ایران خواهد بود و تا چه اندازه کارایی خود را حفظ میکند؟
تنگه هرمز یکی از نقاط استراتژیک جهان است. بخش عمدهای از انرژی جهان و حتی بخش قابل توجهی از کود شیمیایی جهان از این تنگه عبور میکند. به اعتقاد من، این تنگه نهتنها اهمیت خود را از دست نخواهد داد، بلکه هر روز بر اهمیت آن افزوده خواهد شد. تنگه هرمز، تنگه هرمز ایران است و ایرانی هم خواهد ماند.
همچنین روزبهروز بر میزان تسلط و اقتدار ما بر این تنگه افزوده خواهد شد. همین روزها هم میبینید که کشتیهایی که خارج از مسیرهای مورد نظر ما تردد میکنند، با مشکلاتی مواجه میشوند؛ برخی روی مین میروند یا هدف موشک قرار میگیرند. در مجموع، تنگه هرمز بهترین مسیر برای عبور از خلیج فارس است.
این تسلط چگونه قرار است حفظ شود؟
نیروی دریایی سپاه مسئولیت حفاظت از تنگه را بر عهده گرفته است و هر روز هم نیروها و امکانات خود را در آن منطقه افزایش میدهد. از نظر تجهیزات نیز در حال پیشرفت است تا تنگه هرمز ایرانی بماند و به اعتقاد من، همینگونه هم خواهد بود.
رفیقدوست: امام من را صدا کرد و گفت بمب اتم نباید بسازید/ تنگه هرمز آبراه بینالمللی نیست/ جنگنده هم ساختهایم و در حال تکثیرش هستیم
تنگه هرمز آبراه بین المللی نیست
اما یک موضوع دیگر هم مطرح است؛ اینکه تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی محسوب میشود و گفته میشود ایران نمیتواند برای همیشه چنین تسلطی بر آن داشته باشد.
به نظر من، این حرف درستی نیست. تنگه بخشی از جمهوری اسلامی ایران است و در اختیار ایران قرار دارد. البته ایران با عبور صلحآمیز و اقتصادی کشتیها از این تنگه موافق است. بنابراین، اگر دشمن حضور خود را پایان دهد، تنگه هرمز با همین موقعیت راهبردی باقی خواهد ماند و متعلق به ایران است.
یعنی شما به بینالمللی بودن این آبراه اعتقادی ندارید؟
نه خیر.
کاریزمای امام تبلیغات و اختلاف نظرها را تحت الشعاع قرار می داد/ همین وضعیت درباره رهبر شهید وجود داشت/ ایشان حرف اول و آخر را می زدند
آقای رفیقدوست، آیا دوقطبیسازی میدان و دیپلماسی در زمان جنگ هشتساله هم مثل امروز وجود داشت؟
اتفاقاً در دوران جنگ هشتساله، با وجود شخصیت و جایگاه امام خمینی، عملاً دوقطبی مؤثری شکل نگرفت. اگر هم گروههایی غیر از حامیان امام وجود داشتند، نمود و تأثیر قابل توجهی نداشتند. امام چند بار هشدار دادند که اگر برخی رفتارها ادامه پیدا کند، ناچار خواهند شد موضع قاطعی اتخاذ کنند، اما در نهایت همان یک کلمه را هم نگفتند. کاریزمای کمنظیر امام باعث میشد همه تبلیغات و اختلافنظرها تحتالشعاع قرار بگیرد.
موضع درباره تنگه هرمز و دکترین هستهای
به اعتقاد من، در سالهای اخیر نیز همین وضعیت درباره رهبر شهید ما وجود داشت. ایشان حرف اول و آخر را میزدند و همه، با هر گرایش سیاسی، در این موضوع از ایشان تبعیت میکردند. ایشان همواره بر وحدت تأکید داشتند. اکنون نیز نخستین توصیه رهبر معظم انقلاب به مردم، حفظ وحدت بوده است. خوشبختانه ملت، به معنای واقعی کلمه و نه صرفاً جریانهای سیاسی، این پیام را درک کردهاند. به نظر من، همین روحیه وحدت را میتوان در تجمعات شبانهای که اکنون بیش از ۱۴۰ روز ادامه یافته و در هوشیاری مردم مشاهده کرد.
سیاستهای کلی نظام را رهبری تعیین می کنند
اما در همین تجمعات شبانه، گاهی افرادی که از مذاکره یا دیپلماسی حمایت میکنند، با تعابیری مانند «سازشکار» خطاب میشوند…
این موارد بسیار محدود و نادر است. در نظام ما، سیاستهای کلی را رهبر تعیین میکنند و رئیسجمهور، وزارت امور خارجه، مجلس و سایر نهادها بر اساس همان سیاستهای کلی حرکت میکنند. خوشبختانه امروز نیز سران سه قوه با یکدیگر هماهنگ هستند و زیر نظر رهبری فعالیت میکنند.
تفسیر علی الاصول در پیام رهبری
همین افرادی که به آن اشاره کردید، به بخشی از پیام رهبری پس از امضای تفاهم استناد میکنند؛ جایی که ایشان گفتند «علیالاصول» با تفاهم موافق نبودند، اما نظر اعضای شورای عالی امنیت ملی را پذیرفتند. آیا واقعاً رهبری با مذاکره مخالف بودند؟
ایشان در بخشی از سخنانشان از تعبیر «علیالاصول» استفاده کردند؛ یعنی معتقد بودند مذاکره با آمریکا، در اصل، راهحل مطلوبی نیست. امروز هم افراد زیادی در کشور همین دیدگاه را دارند و معتقدند با آمریکا باید با زبان قدرت سخن گفت. آمریکا در حالی که مذاکرات در جریان بوده، چندین بار به ما حمله کرده است. با این حال، از آنجا که میخواهیم بهانه را از دست دشمن و افکار عمومی جهان بگیریم، مذاکرات را ادامه میدهیم، هرچند امید چندانی به نتیجه آن نداریم. همانطور که رهبر انقلاب نیز گفتند، علیالاصول دلبسته این مذاکرات نبودهاند.
اکنون درگیر سومین جنگ، یا به تعبیر برخی، سومین دوره جنگ با آمریکا شدهایم. پیشبینی شما از ادامه این جنگ چیست؟ فکر میکنید چگونه پیش خواهد رفت و چه زمانی به پایان میرسد؟
به اعتقاد من، این جنگ زمانی پایان خواهد یافت که آمریکا از غرب آسیا خارج شود و به همین شکل هم به پایان میرسد. ما ملتی یکپارچه و متحد هستیم و به توان خودمان تکیه داریم. آمریکا بخش قابل توجهی از تجهیزات نظامی خود را باید از خارج تأمین کند. هرچه این جنگ طولانیتر شود، ما قویتر و آنها ضعیفتر خواهند شد. حتی گفته شده که یکی از موشکهای راهبردی آنها به پایان رسیده؛ موشکی که برای دهها سال آینده ذخیره شده بود. بنابراین من اطمینان دارم که در نهایت در این جنگ بر آمریکا پیروز خواهیم شد و انشاءالله این اتفاق هم چندان دور نخواهد بود.
فکر میکنید این جنگ دوباره گسترش پیدا کند و به وضعیتی مانند جنگ ۴۰ روزه برسد؟
خیر.
یعنی حتی به مرکز تهران یا مناطق مشابه هم کشیده نخواهد شد؟
خیر. به نظر من، پس از آنکه ما مراکز پشتیبانی آمریکا در اردن را هدف قرار دادیم، آمریکا در موضع ضعف قرار گرفته است.
یعنی پیشبینی شما این است که جنگ در کوتاهمدت به پایان برسد؟
انشاءالله.
امام مرا صدا کرد و گفت نباید بمب اتم بسازیم
اجازه بدهید آخرین بحث را به موضوع دکترین هستهای ایران اختصاص دهیم. تا چه اندازه با تغییر این دکترین موافق هستید؟ آیا ایران باید به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت کند؟
من خاطرهای از زمانی که وزیر سپاه بودم دارم. آن زمان در وزارت سپاه معاونت صنایع را ایجاد کردم و در آن معاونت، ۱۸ گروه مختلف از تولید فشنگ تا موشک را تعریف کردیم. این برنامه را خدمت حضرت امام ارائه دادم. گروه هجدهم با عنوان «شیم، میم، ه» یا «شیم، میم، ر» بود. وقتی این عنوان را گفتم، امام با خنده پرسیدند: «این دیگر چیست؟» عرض کردم منظور، شیمیایی، میکروبی و هستهای یا شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو است.
امام فرمودند: «بمب اتم نسازید.» رهبر شهید انقلاب هم تأکید کردند که ساخت بمب اتم حرام است. زمانی که میخواستم از خدمت امام مرخص شوم، ایشان دوباره مرا صدا زدند و فرمودند: «میدانی چرا نباید بمب اتم بسازیم؟ چون بمب اتم سلاح جنگ نیست؛ بمب اتم حرث و نسل را از بین میبرد. ما نیامدهایم که حرث و نسل را نابود کنیم. آن ۱۷ گروهی را که ایجاد کردهای، هر چقدر میخواهی توسعه بده تا در عرصه دفاع بر دشمن برتری داشته باشی، اما بمب اتم نساز.»
اگر جنگ هسته ای رخ دهد دنیا به پایان میرسد
امروز هم تقریباً همه دنیا نسبت به سلاح هستهای حساس شدهاند و معتقدند اگر روزی جنگ هستهای رخ دهد، آن روز پایان دنیا خواهد بود. به همین دلیل، خود قدرتهای هستهای هم از بهکارگیری این سلاح پرهیز دارند. بنابراین، وقتی سلاحی قابل استفاده نیست، چرا باید آن را تولید کنیم؟ چرا باید دکترین خود را تغییر دهیم؟ به اعتقاد من، ما هیچگاه بمب اتم نخواهیم ساخت.
کسانی که طرفدار تغییر این دکترین هستند، معتقدند این اقدام میتواند سطح بازدارندگی ایران را ارتقا دهد. حتی مدتی پیش در مجلس هم امضاهایی برای تغییر دکترین هستهای جمعآوری شد. استدلال آنها همین افزایش بازدارندگی است.
تشخیص این موضوع در نهایت بر عهده رهبری است. ایشان تاکنون فرمودهاند که تولید بمب اتم حرام است. اگر روزی بر اساس حکم ثانویه نظر دیگری داشته باشند، آن موضوع به تشخیص خود ایشان مربوط میشود. همه دنیا هم میدانند که ایران توانایی ساخت بمب اتم را دارد، اما به دلیل حکم و نظر رهبری، چنین کاری انجام نمیدهد.
یعنی فکر میکنید به سمتی نخواهیم رفت که رهبری این نظر را تغییر دهند؟
فکر نمیکنم. به هر حال، دنیایی که امروز سلاح هستهای در اختیار دارد، این سلاح عملاً چه مشکلی را برایش حل کرده است؟
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0